خاکستر

آنکه می رود ،


فقط می رود ؛


و آنکه می ماند،


درد می کِشد،


غُصه می خورد،

بغض می کند،

اشک می ریزد،
 
و همه اینها روحش را به آتش می کشد
 
 
و در انتظار برگشتن کسی که دیگر هیچ وقت برنمی گردد،
 

آرام، آرام
 

خاکستر می شود.!!!
/ 70 نظر / 280 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hadi

ای کاش می دانستم چگــونه به صبح برسانم تمامی شـــب هایی که با رفتنت یـلـدا شدند.

محبوبه

یلدا ، شعر من است وقتی هــر شب چله نشین خاطرات توست … !

sara

خبر از من داری؟... خبر از دلتنگی های من چطور؟ و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند... خبرش رسیده که مرده اند؟ هیچ سراغ دلم را میگیری؟ کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟ مچاله ام از دلتنگی؟ آه... که هیچ کلاغی نساختیم میان هم وجدانت راحت... خبرهای من به تو نمی رسد...

sara

غریبانه ترین لحظات چشمهایم را به تو می بخشم تا به یکرنگی من شک نکنی

sara

ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ اﻳﻨﺠﺎ ﺟﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮاﺕ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ اﻡ ﻫﻨﻮﺯ, ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﻳﻮاﺭﻳﺴﺖ اﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ ﺭﻭﺑﺮﻭﻱ ﻣﻦ ﻣﻦ ﻏﻤﮕﻴﻨﻢ,ﺗﻮ ﺑﻴﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻣﻦ ﻳﻚ ﺷﺐ ﺧﻮاﻫﻢ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺧﻮاﺏ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﻳﻪ ﺧﻮاﻫﻢ ﻛﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﻮاﻱ ﺗﻮ ﻏﻤﮕﻴﻦ اﺳﺖ ﺧﺎﻧﻪ ي ﺑﻲ ﺩﻳﻮاﺭ ﻣﻦ

sara

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... این روزها که میگذرد خالی ام... خالی از خشم،نفرت،دلتنگی ...

sara

دقایقی توی زندگی هستن که دلت برای کسی اون قدر تنگ میشه که دوست داری اونو از رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی!

saghar

آدمای دلتنگ وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری یکم ثابت میشن یواش یواش چشماشون پر اشک میشه

saghar

من از مرگ ماهی ها میترسم وگرنه درد دلهایم را به دریا می گفتم

sara

دلم از خیلی روزاست با کسی نیست تودلم پر فریاد ولی فریاد رسی نیست اون روزا صدایی بود نوایی بود حالی بود و هوایی بود این روزا فقط سکوت فقط سکوت