هوای بارانی

باران که میزند دوست دارم فارق از همه چیز به زیر باران روم
دست هایم را به سمت آسمان دراز کنم و ذره ذره باران بچینم
وقتی باران میبارد
کمی دلم آرام میگردد
شاید به خاطر دیدن دل پر درد آسمان است که همچو دل من بی وقفه میبارد
دوست دارم تنها به زیر باران روم
و رو به آسمان
با چشمانی بسته نوازش قطره هایی را احساس کنم که با شیطنت از چهره ام میگذرند....
دوست دارم هوای بارانی را با تمام وجود استشمام کنم
هوایی که بوی دلتنگی هایم را میدهد.......

دوست دارم بلند فریاد زنم:
آسمان تو از چه دل گرفته ای؟؟؟؟؟؟؟

اما
خود با شرم سر به زیر می اندازم
چون میدانم دلیل دل گرفتن آسمان هم از دنیا و آدمیان است

دوست دارم زیر باران بنشینم
و هم نوای ابرها آهسته با دلی پر درد بگریم...........


  
نویسنده : سعید ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٧
تگ ها :